نوستر اداموس پیشگوی بزرگ تاریخ...

خود ادامه دھد. یک روز گروھی از "کابانھا" نوستر آداموس را را به سوی انتھای خیابانھای سالن دنبال کردند و او را تھدید نمودند. او فریاد زد{دور شوید ای اراذل ، شما ھرکز پای کثیفتان را بر روی گلوی من نخواھید گذاشت چه زنده چه مرده}در سال ١۵۶۶ که وی فوت کرد به ھمسرش وصیت کرد که جسد وی را به صورتایستاده در دیوار کلیسالی متعلق به کوردلیرھا قر ار دھند . شایعه ای در قرون بعد پخش شد که در
داخل تابوت وی سندی وجود دارد که تمام پیشگویی ھای او را از حالت رمز خارج خواھند ساخت . در سال ١٧٠٠ پیشکسوتان شھر تصمیمی گرفتند تا جسد تماشایی وی را به یکی دیگر از دیوارھای کلیسا که بیشتر در معرض دید بود منتقل کنند و در ھمین بین نگاھی ھم به درون تابوت وی بیندازند. در تابوت ھیچ مدرکی دیده نشد جز مدالی که بر روی سینه نوستر آدا موس وجود داشت و بر روی ان عدد ١٧٠٠ حک شده بو د. انھا تابوت را در محل جدید قرار داند و تا ٩١ سال محل آن عوض نشد . در سال ١٧٩١ در خلال انقلاب فرانسه گروھی از نگھبانھای ملی شھر مارسی در حالی که مست کرده
بودند. به دنبال پول و اشیاء قیمتی وارد کلیسا شدن د. به زودی سنگھای ھشت فوتی روی تابوت نوستر اداموس را در اوردند. شھردار شھر به خاطر آشوب و ھیاھو خبر شد و بلافاله به محل رفت. و به صحنه ای دھشت بار روبه رو شد که در ان یکی از نگھبانان از جمجمه نوستر اداموس شراب مینوشد چون مردم روستایی او را تشویق کردند که با ابن کار قدرت پیشگویی نوستر به او منتقل خواھد شد. شھردار آنان را متقاعد کرد که استخوانھا را پس بدھند و دوباره وارد تابوت کر د. فردا صبح این گروه نگھبانان ھنگام برگشت به مارسی مورد کمین سلطنت طلبان قرار گرفتند و سربازی که از جمجمه
شراب نوشیده بود مورد اصابت گلوله شخص ناشناسی که کمین کرده بود قرار گرفت. درست ھمان گونه که خود نوستر اداموس پیشگویی کرده بود.

نوستراداموس و پیشگوئی ھای او

در پائیز ١٩٣٩ وقتی ادولف ھیتلر درصدد اغاز جنگ جھانی بود توجه ماگدا (ھمسر ژوزف گوبل ز- وزیر تبلیغات المان ناز ی) به یک سری پیشگوئیھای عجی ب جلب شد که ۴٠٠ سال قبل صورت گرفته بود.این پیشگوئیھا توسط یک فرانسوی بنام نوستر اداموس صورت گرفته بود و ظھور ھیتل ر و رایش سوم را پیشگویی کرده و نام او را بصورت ھیستر اورده بود . بدبختانه ھیچ یک از خوشبینانه ترین تفسیرھا نمی توانست موفقیت رایش را وعده دھد. بناب راین وزارت تبلیغات پایان ماجرا را به نفع ھیتلر جعل کرد . نیروی ھوایی المان در ١٩۴٠ ھزاران برگ از پیشگوئیھای نوسترادموس را بر فراز
فرانسه و بلژیک پخش کرد و در انھا پیش بینی شده بود که المان فاتح جنگ خواھد بود و جنوب شرقی فرانسه درگیر جنگ داخلی خواھد شد. ھدف این بود که فراریان راه پاریس را بند نیاورند و ارتش المان بتواند بدون دردسر در جاده ھا حرکت کند . در جواب اینکار اینتلیجنس سرویس ( سرویس مخفی انگلیس ) نسخه اصلی پیشگوئیھا را که به پیروزی متفقین بر نیروھای محور اشاره شده بود را منتشر کرد . میشل دونوستر ادام که بعدھا نامش را لاتین کرد و به نوستر اداموس تغییر داد در ١۵٠٣ در سنت رمی پروونس متولد شد. خانواده او یھودی الاصل بود و بعدھا به مسیحیت گرویده بودند .میشل جوان نیز کاتولیک بار امد.او دانش اموزی ممتاز بود که بعدھا پزشکی حاذق شد و مخصوصا درمعالجه طاعون تبحر فراوانی از خود نشان داد . یکی از دلایل موفقیت او نگرفتن خون از بیماران بود که در قرن شانزدھم روشی انقلابی در طب محسوب می شد . او در زمینه ھای دیگر نیز سرامد زمان بود او ١٠٠ سال پیش از گالیله گفته بود که زمین به دور خورشید می چرخد . نبوغ او در زمینه پیشگوئی از ١۵۵۵ به ظھور رسید .در ان سال نخستین کتاب از کتب دھگانه اش را با نام قرون منتشر کرد که حاوی ١٠٠ پیشگوئی بود و تمام انھا بصورت شعر نوشته شده بود.او ھرگز شیوه خود را در پیشگوئی اینده اشکار نکرد .او ظرفی از اب را روی سه پایه ای برنزی می گذاشت و بر ان خیره می شد.درست
ھمانگونه که طالع بینھا به حبابھای کریستال نگاه می کنند و ناگھان پیشگوئیھایی به ذھنش می رسید.یک روز ھنگامی که جوان بود و در ایتالیا سفر می کرد در برابر راھبی بنام فلیس پرتی زانو زد و در برابر دیدگان حیرت زده حاضرین گفت:من در برابر مقام مقدس پاپ زانو می زنم.و در ١۵٨۵ ان راھب با نام پاپ سیکتوس پنجم در راس کلیسای کاتولیک قرار گرفت . یکبار نیز وقتی به حضور کاترین دومدیسی ( ملکه فرانسه ) رسید پسرکی از درباریان ھمراه ملکه بود .او پیشگوئی کرد که ان پسرک روزی پادشاه فرانسه خواھد شد.ان پسر ھنری ناوار بود که بعدھا با نام ھنری چھارم پادشاه فرانسه شد.یکبار در یک ضیافت یک نجیب زاده فرانسوی درصدد امتحان او برامد و از او خواست تا سرنوشت٢خوک که در حیاط خانه بودند را پیشگوئی کند .اداموس نیز پاسخ داد که نجیب زاده خوک سیاه را خواھد خورد و خوک سیاه طعمه گرگ می شود.نجیبزاده فورا دستور داد تا خوک سفید فورا ذبح شود ولی بر سرمیز شام به او اطلاع دادند که گله ای گرگ گوشت خوک سفید را برده و او اکنون گوشت خوک سیاه را می خورد . نوستر اداموس مرگ خود را در ١۵۶۶ پیشگوئی کرد.در وقت مرگ دستور داد صفحه ای برنزی که بر روی ان تاریخی حک شده بود را در تابوتش بگذارند.در ١٧٠٠ او را نبش قبر کردند
تا تابوتش را به مکانی مناسبتر منتقل کنند.درون تابوت بر روی ان لوح عدد ١٧٠٠ حک شده بود.از انجا که او می ترسید کمیته تفتیش عقاید او را متھم به جادوگری کند پیشگوئیھایش را با رمز؛نماد و اشکال و وارونه کردن حروف کلمات به زبان لاتین یا فرانسه قدیم و.... می نوشت.این موضوع باعث تفاسیر گوناگون و متضادی از پیشگوئیھای او شده است .اما بسیاری از پیشگوئیھای او تا به امروز به حقیقت پیوسته است و مقام او را تا حد بزرگترین پیشگوی عالم بالا برده است . غیبگویی ھای نوستراداموس که تا زمان انقلاب فرانسه ھیچ شھرتی نداشت .اما در ھمان زمان غیبگویی ھای او سراسر اروپا مشھور گردید ولی بعد بدست فراموشی سپرده شد .تا اینکه در زمان انقلاب فرانسه رباعیات او بار دیگر بچاپ رسید و در بین اشع ار مزبور این رباعی بمناسبت اینکه با
اوضاع روز تطبیق میشد نام او را مشھور کرد. سال ھزار ھفتصدونوددو بعد از میلاد تصور میشود . که عصر جدیدی در زندگی مردم بوجود می آید که سبب تغییرات عظیم خواھد شد .
گرچه سردمداران فرانسه افراد مادی بودند و بعلوم ماورا عقیده نداشتند اما بمناسبت این رباعی, او را تجلیل کردند . زیرا تاریخی که نوستراداموس در دویست سال قبل ذکر کرده بود مطابق با بحبوحه انقلاب فرانسه بود که در زندگی سیاسی و اجتماعی فرانسه و اروپا تاثیر گذاشت . یا ۴٠٠ سال بعد را اینچنین پیشگویی کرد : یک سردار , از آلمان ب زرگ خواھد آمدوپیشنھاد کمک ظاھری خواھد کرد . اما امیرالامرا میداند که وی حیله بکار میبرد بھمین جھت شورش بوجود آمد و جویھای خون براه افتاد . در این رباعی منظور نوستراداموس از امیر الامرا ھمانا بزرگترین زمامدار میباشد که در این مورد استالین است و سردار بزرگ ھ یتلر و کمک ظاھری و حیله, پیمانی است که در سال ١٩٣٩ میلادی بین آلمان و روسیه بسته شد و ھر دو میدانستند که آن پیمان اساس و عمق ندارد وبین آندو جنگ شروع شد . یا در رباعی دیگر میگوید : از دریاچه لمان نصایح فراوان پدیدار میشود
روزھا و بعد ھفته ھا وماه ھا و سا لھا میگذرد . ولی عاقبت ھمه دچار فتور میشوند و آنھایی که اندرز میدادند تاسف میخورند که چرا حرفی بی فایده زدند .
در این رباعی نوستراداموس از جامعه ملل نخستین که بعد از جنگ جھانی اول در سویس و در کنار دریاچه لمان تاسیس شد گفته و میرساند که در آنجا حرفھایی امی د بخش زیاد زده شده ولی عاقبت ھمه سست شده و خود جامعه ملل از بین رفت وشرکت کنندگان آن پشیمان شدند . یکی از عجیبترین و براستی عبرت آورترین رباعیات نوستراداموس رباعی مخصوص اوست .که در آن اعدام لویی شانزدھم را پیش بینی کرده است . ھمه
میدانند که لوئی شانزدھم و ملکه ماری آنتوانت که اولی پادشاه و دومی ملکه فرانسه بود در زمان انقلاب آن کشور از پاریس فرار کردند که از مملکت خارج شوند ولی در ،قصبه وارن، جلوی آنھا را گرفتند و به پاریس برگرداندند . ھمین موضوع مقدمه اعدام لوئی شانزدھم و ھمسرش گشت . در شبی که آندو از پاریس فرار کردند لوئی لباس خاکستری رنگ پوشیده بود و علاوه بر ملکه فرانسه دو نفر از شاھزاده خانمھا با وی بودند و از جنگلی تاریک گذشتند تا بقصبه (وارن)رسیدند و تمام این نکات تاریخی در این رباعی که ٣٠٠ سال قبل ار آن واقعه سروده شده وجود دارد . در تاریکی شب؛از راه
جنگل؛با ملکه ھا می آید . او لباس تیره ای در برداشت وارد،وارن،شد. فرار،کاپ، تولید طوفان کرد آتش و خون برخاست و بریده شد .
در این رباعی مقصود از ملکه ھا ؛شاھزادھای ھستند که با لوئی ھمراه بودند(خواھر و دخترش) و مقصود از کاپ ھمانا کلمه کاپه است که انقلابیون فرانسه لویی شانزدھم را با ان اسم می خواندند . که اینکه تولید طوفان میکند که بالاخره فرارش منتھی بقطع سرش شد . در این رباعی که تقریبا ٣٠٠ سال قبل از واقعه فرار لویی است حتی محلی که جلوی او را در انجا گرفتند
و ھمانا اسم ملقب به لویی شانزدھم و لباسش و راه جنگل و.... نوستراداموس پیشگویی کرده که در قبال این پیشگویی با اسم و رسم ؛انسان ھر قدر منکر پیشگویی باشد نمی تواند از ابراز تحسین خودداری کند . در مورد حادثه ١١ سپتامبر و قرن ٢١ و جنگ جھانی سوم ھم پیش بینی ھای جالبی کرده . که من در اولین مطلبی که در مورد ١١ سپتامبر نوشته بودم ( به ارشیو مراجعه شود ) ھم بیت انگلیسی و ھم فارسی انرا برای شما دوستان توضیح دادم . اما یک نکته, کتابی که من مطالعه
کردم دقیقا تاریخ چاپش ١٣۶٩ ش .ق و جالب است که عده ای میگویند : اینھا (حادثه ١١ سپتامبر ) را مترجمان کتاب میگذارند تا مردم ک تابشان را بخرند اما دوستانی که مطلب امروز را خواندن متوجه شدن این پیشگوئیھا مال یک یا دو واقع نیست . البته چون کتاب به صورت رباعی ھای رمزدار نوشتهشده . معنی شدن انھا مشکل است . اما در موارد بسیار این رباعی ھا روان میشود و یا چون
پیشگوئی به واقعیت تبدیل میشود درک مطالب راحت و بقول شاعر معما چو حل گشت اسان شود .
اما پیشگوئی ١١ سپتامبر بصورت کامل اسمان در چھل و پنج درجه میسوزد . دو ساختمان بلند دو پرنده بلند پرواز در ۵٨١ و دود و آتش در شھر جدید در آن سوی اقیانوس ھ ا پرنده در آتش و زجه مادری به گوش میرسه به طور ناگھانی آتش بزرگ و پراکنده شعله ور میشود .
New یعنی جدید و شھر جدید ھمان نیویورک است . نیویورک بین مدار چھل و چھل و پنج درجه در آمریکاست. دو ساختمان بلند را دیگر ھمه میشناسند و دو پرنده اتشین ھمان ھواپیماھای مسافربری در اینجا عددی بچشم میخورد ۵٨١ من فکر میکنم تعداد مسافر پرواز اول باشد که ۵٨١ مسافر با خود حمل میکرد البته بعضی این new yorkعدد را شماره پرواز میدانند . " ناگھان آتش بزرگ و پراکنده شعله ور میشو د" ھمان جنگ خانمانسوز افغانستان و عراق است که تا امروز مادران بسیاری را داغدار کرده و دعا کنیم ھر چه زودتر این جنگ تمام شود . اما نوستراداموس این قدرت را از وقتی که به داخل اھرام مصر رفت بدست آورد و اینطوری که خودش نوشته از پدرش یک نامه بھش میرسه که میگ ه: بزودی از این دنیا خواھم رفت . اگر به دیدارم نرسیدی قبرم را بشکاف و نامه ای را که برایت نوشته ام از درون تابوتم در بیاور.لازم به ذکر است که دلیل اینکه پدرش نامه را در قبرش گذاشته این بوده که علاوه بر اینکه نامه به رمز بوده و مفاد نامه فقط باید بدست نوستراداموس میرسیده نه شخص دیگر . و ھمچنین خانواده نوستراداموس تحت نظر و پیگرد حکومت بوده تا جایی که م ادر نوستراداموس که زنی خیرخواه و طرفدار مظلومین بوده به جرم جادوگری و غیبگویی به آتش کشیده میشو د. پس از این ماجرائی عجیبی برای نوستراداموس اتفاق می افتد و نمی تواند به موقع بر سر بالین پدرش حاضر شود از جمله معالجه کردن یک دختر فلج در کلیسایی که ھمین عمل باعث میشود وی به دلایلی که درحوصله این مقاله نیست به زندان بیفتد به موقع به پدرش نمیرسد . اما پس از معالجه کردن یکی از شاھزادگان آزاد و موقعی نزد پدرش میرسد که او مرده اس ت. و بنا به درخواست پدرش قبر او را باز و نامه را بر میدار د . سرگذشت وی پس از معرف شدنش توسط تک تک کسانی که او را میشناختند و با او در ارتباط بودند و ھمچنین نوشته ھای خودش جمع آوری شده اس ت. و افراد زیادی از جمله خدمتگزار پدرش که او را دفن کرده بود شاھدان این حادثه ھستند .

/ 0 نظر / 12 بازدید